تبلیغات
black sun city - post[13

پنجشنبه 24 دی 1394 01:43 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
45

سـلام
امتحانات من تـموم شد
خبر خوبی نیست
البته که خبر خوبی هست
ولی وقتی می بینم از این به بعد باید ساعت هفت بیدار بشم می گم کاش هنوز هم امتحان داشتم.
از این قـآلبم اصلا خوشم نمیا :|
دوستـش ندارم :(
هیچ حس خوبی بـهم نمی ده
هر کس خواست بگه تا کد قـآلبم و بهش بدم و از شرش خلاص بـشم -_-
+دوبـآره باشگاه رفتن و شروع کردم
نمی خـوام دیگه به هیچ دلیـلی ولش کنم
حس خوبی بهم می ده ^^
بسکتبال رو هم رهـا کردم :|
دیگه علاقه ای بهش ندارم !
+چـند وقت پیش یک رمان خـوندم
البته منظورـم از چند وقت زمان دوریه
یک سایت هم رفـتم 
که اسم عجیبی داشتـ -___-
هر دوشـون بهم یک ایده ی خیـلی جالب دادن
البته به نظر من جـآلبه !
شاید برای شما خیلی جالب نباشه
اونـم نوشتن یک رمان جدید به نـام تک شاخ سیاه بود !
(black unicorn)
+عکس بـالا هم گواهی فوق العـاده بودن ایده منه :)
بچـه که بودن تحت تاثیر فیلم (کارتون) ستاره ی لارا هر وقت با مادرم دعوام می شد!
می رفتم پشت پنجره ی اتاقم از خـدا می خواستم یک ستاره عین همون برام بفرسته ک بتونم باهاش پرواز کنم :)
تخیلات جالبی دااشتم !
می خواشم از ایـن تک شاخ همون ستاره رو بسازم !
شاید بعد ها گذاشتم توی وب !
شایـد..
فعلا که درگیر یک رمـانم
که فکر کنم عمر من به سر برسه ولی ماجرای اون به سر نیاد !
این قدر که طولانی شده !
واقعا دیگه نمی دونم چی کار باید بکنم ؟!
+راسـتش به این وبم خیلی وابسته شدم
می خوام نگهـش دارم
واسـه همیشه
می خـوام حتی وقتی من نیستم باشـه
می خوام خودم و دیگران بفهمیم با گذر زمان چه بـلایی سر افکـآرم اومده
می خـوام به عنوان یادگاری از دوران نوجوانی نگهـش دارم :(
چی بگـم ؟!
هیچی دیگه فعلا همین
می بینـمتون ؛)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 دی 1394 02:26 ب.ظ