تبلیغات
black sun city

سه شنبه 19 خرداد 1394 06:52 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
The only reason anyone would ever hate you
 is because they want to be just like you

سـلام :)
بـه وب من خوش اومدیـن :)
اینجا یکی از خسته کننده ترین و احتمالا مسخره ترین جاهای دنیاست :|
نویسندش هم(اینجانب)یکی از بی حوصله ترین و تنبل ترین نویسنده های دنیا #_#
یک آدم مودی که هر روز یک جوره !!
 این نویسنده ی بی حوصله،تنبل و مودی از شما تقاضامنده که با وجود تمام افتضاحات وب، از فرستادن هرگونه نظر توهین امیز جدا خودداری کنید :|
البته من واقعا از دیدن نظرات (+) تون خوش حال می شم :)
با تبادل لینک هیچ مشکلی ندارم ^.^ تازه کلی هم از داشتن دوستای جدید خوش حال می شم:)
تبادل بنر نداریم ! چون من بنر ندارم ؛)
و از اونجایی که بنر مثل بارون از آسمون نازل نمی شه و نیاز به دو دست توانا از انسانی شکیبا و با حوصله داره نتیجه می گیریم که بنر
~>بی بنر :-))
 × اسم دیگه ی من دختر عینکیه ! اما با black queen (بلک کویین یا ملکه ی سیاه)راحت ترم×
راستی کپی از استایـل قالـبم هم 100% ممـنوعه :)
چـون طراحی و ساختش و اولین بار من انجام دادم :)
برای آشنایی بشتر با من ~> پروفایل
(روز-شب)تون خوش :)



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 تیر 1396 10:23 ب.ظ

چهارشنبه 14 تیر 1396 10:37 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
Bonjour mes amies ! comment alez vous ? :D
سـلام :)
بعد از مدت ها برگشتم
قال رو عوض کردم
به بعضی از لینک ها سر زدم
یکم پست ها رو تغییر دادم
و حالا هم که پست تابستان 96 رو می نویسم
+قالب خیلی باب میلم در نیومد ولی دیگه اعصـابی هم برام نزاشت که درستش کنم
قالب قبلی رو خیلی دوست داشتم !
ولی یکم گوشه هاش ایراد داشت که اصلا نمی تونستم تحملش کنم
و در نهایت تصمیم گرفتم برای وبم آستین بالا بزنم و یک پیرهن جدید تنش کنم :)
یکمی ستون ها با بقیه ی اجزا نا همانگه
اونم اگه خدا بخواد دفه بعد که دستم به فتوشاپ خورد درستش می کنم
+بچه ها خیلی هاتون نظر خصوصی داده بودید و هیچ آدرس و نام و نشونی هم نزاشتید
و جالبش اینجاست سوال هم پرسیدید اما خودتون بگید من چه طور جواب بدم ؟
حالا اینجا چند موردش رو می گم امیدوارم به دست صاحبش برسه
_ فتوشاپی که من تو جزوه ازش استفاده cs5 است
خودم فکر نمی کردم با cs6 تفاوتی داشته باشه چون با نسخه های قبلی نداشت !
_این انتخاب بکگراند یک کد داره که چون کپی رایت وب غیر فعاله نمی تونم اینجا بزارم اما حتما یادم بندازید که بزارمش
_و دیگه یام نمیاد



تابستون خوبی داشته باشید
تا بعد :)



دیدگاه ها : ثـابت
آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 تیر 1396 10:38 ب.ظ

یکشنبه 28 آذر 1395 11:27 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
ارسال شده در: دفتـرچه خاطرات ،



چقـد دلم تنگ شده براتون
برای وبم
برای روزهایی که پشت مانیتور نشستم تا یک قالب شیک بسازم.
برای تک دفعاتی که دو بار روی آیکون فتوشاپ روی صفحه کلیک کردم تا هرچه سریع ترین سفارش ها رو آماده کنم.
زمانی که بزرگ ترین دغدغه زندگیم یادگیری کدنویسی بود.
و حالا که یاد گرفتم ...؟!!
برای روزهایی که سوال می پرسیدین و من بی رحمانه جواب نمی دادم
چقدر همه چیز زود می گذره
قبول دارین؟
نمی دونم شما هم همین حس رو دارین یا نه
اصلا نمی دونم کسی قراره این متن رو بخونه یا نه
فقط می دونم که خیلی دلم تنگ شده
+نمی دونم درسته این رو بگم یا نه
ولی هر چی جلوتر می رم همه چیز مسخره تر می شه
فکر نمی کنم با وجود تلگرام،اینستا دیگه کسی به وبلاگ ها سر بزنه
فکر نمی کنم قرار باشه حتی خودم  خیلی به وب سر بزنم
اینجا هم داره خاک می خوره
دلم نمیاد حذفش کنم
اینجا یک جورایی حکم دفترچه خاطرات رو برام داره
+داشتم لینک ها رو نگاه می کردم اکثرا رفتید
کاش اگه این پیامو می بینید بدونید ندیده و نشناخته از تک تک لحظه هایی که باهاتون گذروندم لذت بردم
+نمی دونم،شاید دنیا هنوز همونه فقط ما داریم بزرگ می شیم
ببخشید اگه وقتتون و با مزخرفاتم گرفتم
فقط اینو بدونید من حداقل مااهی یکبار به وبم سر می زنم
کنار گذاشتنش بعد 6 سال کار خیلی سختیه
نظراتتونم می خونم
ممنون از این که هنوز بهم لطف دارین
مرسی از این که هنوز یادتون نرفته که من وجود دارم
:)



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آذر 1395 11:43 ب.ظ

جمعه 2 مهر 1395 08:31 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
bonsoir mes bons amis
سلام دوستای خوبم (ترجمه ی متن بالا از فــرانسه )
نمی دونم چی بگم ؟!
تبریک بگم یا تسلیت !
خوب شروع سال تحصیلی جدید همیشه یک شور و ذوق خاصی داره !
ولی خوب بدی هاشو نمی شه نادیده گرفت
در هر صورت امیدوار سال تحصیلی خوبی داشته باشید
+این تابستون خیلی زود گذشت من قرار بود بترکونم ولی هیچ اتفاقی نیافتاد !
نمی دونم شاید تابستون خیلی زود تموم شد!
+خوب وقتی وارد پنل کاربری شدم خیلی شکه شدم
نزدیک 250 نظر تائید شده !
واقعا انتظارشو نداشتم :)
ببخشید که نمی تونم همه رو الان جواب بدم
ولی مطمئن باشید که بالاخره همه ی نظر ها تایئد می شه
دوستای گلی که از استایل قالبم پرسیده بودن یا جزوه خواسته بودن لطفا برن سفارشات عینکی اونجا همه چی هست !
و در آخر:
je te souhaite le meilleur
(براتون بهترین ها رو آرزو می کنم )



دیدگاه ها : fiXed posT
آخرین ویرایش: جمعه 2 مهر 1395 08:41 ب.ظ

دوشنبه 4 مرداد 1395 10:59 ق.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
ارسال شده در: دفتـرچه خاطرات ،

سـلام :)
عکس پست -> نتیجـه ی نظر سنجیه قبلی :)
واکنش من نسبت به نتیجه ی نظر سنجی ->(⊙_⊙)
من خودم ساحره بودنو ترجیح می دم (‿◕)
ولی انتظار داشتم خوش آشام رای بیشتری بیاره 
توی نظر سنجی جدید هم شرکت کنید 
_-_-_-_-_
امـروز ساعت 9 صبح بیدار شدم :|
اون همه مسافتو از خونه تا کلاس زبان طی کردم !
اونم توی اوج گرما (9 صبح هم سر ظهر حساب می شه دیه )
بعد متوجه شدم امروز کلاس بعد از ظهر تشکیل می شه نَه نُه صبح
دوباره اون همه راهو تا خونمون عرق ریزان و حرص خوران برگشتم !
یعنی حافظه ی کوتاه مدتم از کار افتاده !!
+این قدر حرص خودم که مطمئنم تا فردا تمام صورتم پر جوش می شه (><#)
_0_0_0_
ابهام ایجاد شده چرا امروز این قدر از این شکلک ها توی پرانتز استفاده می کنم ؟! 
یک سایتی پیدا کرده ام امروز صبح (بعد از بازگشت به خانه )
بدین آدرس -> کلیک نمایید
سر بزنید خودتون می فهمید :)
دیگر زحمت را کم نماییم !
D:



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 مرداد 1395 11:18 ق.ظ

پنجشنبه 31 تیر 1395 10:11 ق.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
ارسال شده در: دفتـرچه خاطرات ،

سـلام :))
خوبـید ؟!
آخـآ من یک سوال دارم !
تابستان خود را چگونه می گذرانید ؟!
من که به شمردن گل های قالی !
یعنی این قدر بـی کارم :)
+عکس پست : کلود :) عشق من در فاینال فانتزی 
چه قدر این بشر خوبـه :) اصلا مگه می شه کسی این قدر خوب بـآَشه !
+بالاخره روزی روزگاری و تموم کردم :)
خیلی قشنگ بود ! مخصوصا فصل های 3 و 5 اش !
* به شدت پیشنهاد می شه :) *
از الان به بعد 100 رو می بینم :) اونم قشنگه ! البته سبکشون کاملا با هم متفاوته !
+احساس غارنشین بودن بهم دست داده !
نمی دونم چرا ؟!
حس مسخره ایه ! امیدوارم نسیب شما نشه !
+دیروز با مادرجان رفتیم بیرون !
بهش قول دادم اگه منو ببره کتابفروشی براش یک هفته ظرف بشورم !
الان احساس سیبی رو دارم که روی سر نیوتن افتاد !
یعنی در حسرت و پشیمانی کامل به سر می برم :)
پ.ن:مرسی از همه ی اونایی که توی این مدت به من با نظراتشون انرژِ مثبت دادند ^__^



دیدگاه ها : -
آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 تیر 1395 10:27 ق.ظ

شنبه 5 تیر 1395 01:28 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
ارسال شده در: دفتـرچه خاطرات ، انیـمیشن و فیلم ،


سـلام :) 
+آخــی مـاه رمضون داره تمـوم می شه :))
چه قـدر تابستون زود می گذره :(
حالا اگه پاییز بود روی سوم مهر مونده بود Oo
والـآ
+تصویر پست ~> انیمیشن نگهبان ماه
خیلی قشنگه :) من خیلی دوستش دارم :)
 این که من عاشق هر کارتونی که ببینم می شم یک طرف ولی موضـوع این یکی یک طرف  :)
خیلی انـمیشن جدید ساخـته شده ولی من هنوز هیچ گـدومو ندیدم :((
حس عقب موندگی بهم دست داده #___#
امـروز از شدت بی کاری یک سری به کارتونـای قدیمی زدم :|
واقعا چه جوری یک زمانی عـآشقشون بودم خدا عالمه !!
کیفیت زیر خط فقــر -__-
تشخیص اشیا و شخصیت هـا خیـلی غیر ممکن بود @__@
+فکر کنم همتون بدونید از زمان ثبت یک قالب جدید تا عوض کردنش قالب مدام در حال تغییره 0.0
ثبات شخصیت و سلیقه ندارم دیگه ....
یعنی از دیروز دارم روی باکس عنوان کار می کنم ولی هر چقدر عوض می کنم به دلم نمی شینه :((
یک مدتی همین قالب و تحمل کنید ^^
با امروز سومین جلسه ایه که کلاس نرفتم Oo
اگه این ترم نیفتم جای تعجب داره :-||
یعنی در این حد من انسان بی حوصله و تنبلی می باشم *.*
هعـی،رفع زحمت نماییـم دیگر :(
__
+پ.ن:بیسکوییتی عزیزم : اگه این پستو می بینی من واقعا متاسفم ! همه ی فایل ها رو میریزم روی سی دی و به محض این که ببینمت بهت می دم ^^



دیدگاه ها : fiXed posT
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 تیر 1395 01:05 ب.ظ

چهارشنبه 2 تیر 1395 04:44 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
ارسال شده در: دفتـرچه خاطرات ،


سلام
خـوبید؟
قالب جدید چه طوره؟
خودم عـاشقشم ! اصلا از رنگ های شاد و روشن مثل صورتی خوشم نمیاد ولی این یکی فرق داره :)
+امروز ، یک سری به پست های قبلی زدم
خیلی برام جالب بود که خیلی هاشون توصیف ماه رمضون سال قبل بود :)
به این نتیجه رسیدم که من چه قدر نویسنده ی فعالی هستم :|
وقتی رفتم وب های قدیمی که یک زمانی بهشون معتاد بودم دلم گرفت :(
خیلی هاشون مدت هاست که بروز نشدن :(
با خودم گفتم شاید کسی باشه که با اومدن به وب منم همین حس بهش دست بده (یعنی اوج اعـتماد بنفس )
این شد که برگشــتم
+عکس پست: سریال جدیدی که می بینم.بد نیست ! دوستش دارم !
شخصیت مورد علاقم ملکه است ! البته قبل از این که آدم خوبه بشه :)
من سخصیت های منفی رو توی هر داستانی بیشتر دوست دارم ! نمی دونم چرا ؟! شاید چون اکثر شخصیت های مثبت لوـس ان :(
بگذریم .....
راستی روزه نمازاتون قبول !
دیگه چی بگم ؟!
هیچی ...!
همین دیگه...
+عکس زیر:شجره نامه ی سریال once upon A time
روش کلیک کنید تا بزرگ بشه :)

+پ.ن:بیسکوییتی عزیزم ! تا فردا کار تقویم هارو تموم می کنم و برات می فرستم :)
نگران نباش .




دیدگاه ها : FixedPost
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 تیر 1395 05:14 ب.ظ

سه شنبه 25 اسفند 1394 05:38 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ


سلام عرض می شــود
سال نو پیشاپیش تبریک گفته می شود !
چی طوریـد ؟
یک مدت نسبتا طولانی نبودم
و حالا هم برگشتم تا آخرین پست سال 94 رو آپ کنم :)
پست بعدی سال 95 :)
امیدوارم سال جدید سال خوبی برای همتون باشـ ـه ^_^
+یک سلام هم به همه ی اونایی که بعد یک قرنـی برگشتن :-)
و بعد دوباره گم و گور شدن :)
سه یا چهار ماه دیگه بعد امتحانا نت دوباره شلوغ می شه :)
+اصلا به امتحانا که فکر می کنم مور مور می شم
+امروز تعطیل شدیم
دیگه مدرسه نمی رم (البه موقتا *در جریانید دیگه :)*
_._._._._
پ.ن:
 جرئتشو ندارم که یه سر به سفارشات عینکی بزنم و نظراتشو چک کنم.
این قدر که آمار سفارشات و طبیعتا نظرات بالا رفته....
و امیدوارم درک کنید اگر وقت و حوصله ی کافی برای آماده کردن قالباتون و نداشته باشم
سعی می کنم تا قسمت پرسش و پاسخ فعال باشه 
همین دیگه
فعلا :)
_._._._._

+بیسکوییت عزیز  عیدت مبارک +سال خوبی داشته باشی گوگولی :)



دیدگاه ها : fiXed posT
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 اسفند 1394 06:18 ب.ظ

پنجشنبه 6 اسفند 1394 02:38 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
سـلام :)
خوبید ؟!
هیچ دلیل  خاصی نداشتم که بنویسم
یعنی هیچ اتفاقی توی این مدت نیفتاد.
+این پست فقط به افتخار بیسکوییتیه :)
سلام بیسکوئیت ^.^

 




دیدگاه ها : fiXed posT
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 اسفند 1394 02:43 ب.ظ

پنجشنبه 24 دی 1394 01:43 ب.ظ

By : ß˩αÇk QµÈêñ
45

سـلام
امتحانات من تـموم شد
خبر خوبی نیست
البته که خبر خوبی هست
ولی وقتی می بینم از این به بعد باید ساعت هفت بیدار بشم می گم کاش هنوز هم امتحان داشتم.
از این قـآلبم اصلا خوشم نمیا :|
دوستـش ندارم :(
هیچ حس خوبی بـهم نمی ده
هر کس خواست بگه تا کد قـآلبم و بهش بدم و از شرش خلاص بـشم -_-
+دوبـآره باشگاه رفتن و شروع کردم
نمی خـوام دیگه به هیچ دلیـلی ولش کنم
حس خوبی بهم می ده ^^
بسکتبال رو هم رهـا کردم :|
دیگه علاقه ای بهش ندارم !
+چـند وقت پیش یک رمان خـوندم
البته منظورـم از چند وقت زمان دوریه
یک سایت هم رفـتم 
که اسم عجیبی داشتـ -___-
هر دوشـون بهم یک ایده ی خیـلی جالب دادن
البته به نظر من جـآلبه !
شاید برای شما خیلی جالب نباشه
اونـم نوشتن یک رمان جدید به نـام تک شاخ سیاه بود !
(black unicorn)
+عکس بـالا هم گواهی فوق العـاده بودن ایده منه :)
بچـه که بودن تحت تاثیر فیلم (کارتون) ستاره ی لارا هر وقت با مادرم دعوام می شد!
می رفتم پشت پنجره ی اتاقم از خـدا می خواستم یک ستاره عین همون برام بفرسته ک بتونم باهاش پرواز کنم :)
تخیلات جالبی دااشتم !
می خواشم از ایـن تک شاخ همون ستاره رو بسازم !
شاید بعد ها گذاشتم توی وب !
شایـد..
فعلا که درگیر یک رمـانم
که فکر کنم عمر من به سر برسه ولی ماجرای اون به سر نیاد !
این قدر که طولانی شده !
واقعا دیگه نمی دونم چی کار باید بکنم ؟!
+راسـتش به این وبم خیلی وابسته شدم
می خوام نگهـش دارم
واسـه همیشه
می خـوام حتی وقتی من نیستم باشـه
می خوام خودم و دیگران بفهمیم با گذر زمان چه بـلایی سر افکـآرم اومده
می خـوام به عنوان یادگاری از دوران نوجوانی نگهـش دارم :(
چی بگـم ؟!
هیچی دیگه فعلا همین
می بینـمتون ؛)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 دی 1394 02:26 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3